تبليغاتX
عشق وعشاق
عشق و عشاق
http://mosi-sms.blogfa.ir/ 

ميگن عشق مثل خورشيد مي مونه
هنوز از طلوعش به حد كافي لذت نبردي كه از غروبش دلگير ميشي . . .

 

اتل متل جدایی، عروسکم کجایی؟
گاو حسن پریشون، یه دل داره پر از خون
عشقم که رفت هندستون، خونم شده قبرستون
یه عشقه دیگه بردار، یه دنیا غصه بردار
اسمشو بزار بچگی، تا آخر زندگی
هاچین و واچین تموم شد، عمر منم حروم شد!

 

اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس زیبا ، اس ام اس قشنگ ، اس.ام.اس عشق ، اس ام اس دوست داشتن ، اس ام اس جدید ، اس ام اس 87 ، اس ام اس 1387 ، اس ام اس سال 1387 ، اس ام اس فروردین ، اس ام اس غم ، اس ام اس تنهایی ، اس ام اس دوستی ، اس ام اس خیلی جدید ، اس ام اس روز ، اس ام اس امروز ، اس ام اس 2008 ، پیامک عاشقانه ، پیامک جدید mosi-sms

sms agheghane jadid , sms عاشقانه, sms عشقولانه, sms tabrike asheghane

وقتي تو پيروز ميشي من با غرور به همه ميگم : هي اون دوست منه !
اما وقتي ميبازي كنارت ميشينم و ميگم : هي من دوست توام . . .

 هميشه ميگفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نميشد تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي ...


بارون و دوست دارم هنوز ... چون تو رو یادم میاره
حس می کنم پیشه منی ... وقتی که بارون می باره ....
دریاب! بازم تنهام



بهت نگفتم تا حالا اینکه چقد دوست دارم اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم می یارم
بهت نگفتم تا حالا که بدجوری عاشقتم بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت می گم ...


وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی.
که بس دور است بین ما ....



رفیق من سنگ صبور غمهام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم / چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از خیلیا / خیلی دلم گرفته از خیلیا ...


ميدوني فرق تو با خون چيه؟
خون ميره تو قلب و برميگرده
اما تو ميري تو قلب و برنميگردي



شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست


خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم


سلام ببخشيد از اداره هواشناسی مزاحم مشوم اينجا کسی دلش هواتون را کرده چه کار بايد بکنه؟


امروز همان فردای است که ديروز منتظرش بودی


تو هديه الهی از خداوندی برای سينه پر دردمن:عطر وجودت را برای شفا می بويم..........!
ای شلغم


خدايا شاهد تنهايي ام باش بين غم ها تنها ناجي ام باش پر پرواز من ديريست بسته تو بگشا و در آزادي ام باش اسير موج هاي تند خشمم تو آرام دل دريايي ام باش دل خسته خريداري نداره تو خواهان صفاي ذاتي ام باش در اين آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزاني هم باش


ای که دور از منی و یاد منی،با خبر باش که دنیای منی...شادیت شادی من،غصه ات غصه من...قلب من خانه تو خانه ات قبله من دوست دارم


آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم
باغ خورشيد پراز چلچله ها گشت بيا سر بزنيم
فصل مهمان شدن پنجره ها يادت هست
پشت در جاي غريبيست بيا در بزنيم
يک نفر باز مرا در خود من مي خواند
پر پرواز نداريم که پرپر بزنيم
باز از مزرعه من بوي علف مي شنوم
جاي پروانه چه خاليست بيا پر بزنيم



دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش تو نيـکي کن يه ياران زبـاني وليـکن يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني


گوش کن ...یک نفر ...آنطرف پنجره ی بسته...تورا میخواند! و نسیم...لای این پرده ی آویخته رامی کاود... تا تو را در یابد، نورخورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است...لب درگاه تو در یک قدمی می ماند... قلب این پنجره از دست غم پرده، به تنگ آمده است! پرده را برداریم ، دل این پنجره را باز کنیم..!



ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم


سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا


طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه


در غريبي ناله ها کر دم کسي يادم نکرد ، در قفس جاندادم و صياد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود، آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد


نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي


انگشتتو مشت کن..... مشته؟
مشته مشته؟
حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشی دوریمو نبینی......!!!

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!


شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم


نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی


عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد


بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است


فکر مي کرديم عاشقی هم بچگيست ... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست
زندگی چيزيست شبيه يک حباب ... عشق آباديه زيبايی در سراب
فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!!


یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگي


اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري


ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه...

 

به دريا شكوه بردم از شب دشت، وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت، به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛ سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .!


.پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی


من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام


فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست


خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:
او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد.
او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد.
او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد


در اندرون همه ما خزانه‌اي بيكران از عشق و شادماني و نعمت هست كه مي‌تواند آنچه را كه در آرزوي آنيم، برايمان فراهم كند


دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است


اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

 

عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!!

آره زندگيم همينه !ديگه چاره ای ندارم !صبح تا شب اين شده کارم يا تو باشی و بخندم يا نباشی و ببارم

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
ُSmslove
شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا رايکي مي کند .

آنگاه که ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميکني؛ به خاطر بياور که زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است

ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند

دلیل آفرینش انسان عشق بود وخدا انسان را عشق افرید چون عشق بود و در قلب انسان عشق را نهاد تا عشق شود پس باید قدر ایننعمت الهی (قدرت عشق) را دانست

گويند لحظه ايست روييدن عشق آن لحظه هزار بار تقديم تو باد

خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان بايد از جان گذرد هر كه شود همدمشان روزي كه سرشتند ز گٍل پيكرشان سنگي اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان

فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا

دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده

می دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم،تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم اما به من نياموختي چگونه !؟

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد [-o<

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند

رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده »

به دنیایی که نامردان عصا از کور می دزدند ... من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم ...

اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه !

می خواستم اسمتو روی سینه ام خال کوبی کنم! اما ترسیدم که صدای قلبم تورو اذیت کنه...

چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟

عاشقت گشتم تو گفتي عاشقان ديوانه اند! عاقبت عاشق شدي ديدي که خود ديوانه اي

امروز روز ملي گلهاست روزت مبارک .... اينو براي همه ي گلهاي دنيا که عطرشون رو دوست داري بفرست

چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه

عشق مثل آب ميمونه.....که ميتونی توي دستت قايمش کنی..آخرش يه روز دستت رو باز ميکنی ميبينی نيست... قطره قطره چکيده بی انکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتی. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختی، زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندی، کاش روزی آن را برگردانی!

من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري.

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند.

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي

تمام لحظه هاي دنيا واسه زمانيه که اصلآ انتظارشو نداري و هيچ لذتي بالا تر از دوست داشتن نيست پس حالا که انتظارشو نداري دوست دارم

صبح ها نميتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.ظهرها نميتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.شبها نميتونم شام بخورم چون دوستت دارم.شبها نميتونم بخوابم....چون گرسنمه

                                                

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 15:40  توسط فرنوش | 
 

در ۲۰ تیر یکی ازسال های خدا به دنیا آمده است در رشته ادبیات فرانسه تا مقطع لیسانس ادامه

تحصیل دادم اواخر دهه چهل به سینما آمده است ۵ فیلم قبل از انقلاب کارگردانی کردم و ده فیلم را بعداز

انقلاب ساختم ۵ یا ۶ سریال در کارنامه اش به چشم می خورد مدتی همک تدریس می کردم اما آن را

کنار گذاشتم .دو خواهر و سه برادر بودیم یک برادرو یک خواهرم فوت کرده است و پدرم کارمند بود و

زندگی متوسطی داشتیم من بچه آخر  خانواده به حساب می آیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 15:9  توسط فرنوش | 
 

کمند امیر سلیمانی متولد ۱۶ خرداد ۱۳۵۲ درتهران.لیسانس بازیگری تئاتر از دانشگاه آزاد دارد پدرش

سعید امیر سلیمانی بازیگر وکارگردان تئاتر وتلویزیون است. یک برادر کوچکتر از خود به نام سپند امیر

سلیمانی که او هم بازیگر است بازیگری برای من از سال ۵۹شروع شده است .۱۲سال است. یک پسر

۶ساله به نام ایلیا دارد .همسرش ورقا عامری است که ایشان ازعکاسان باسابقه و حرفه ای به حساب

می آیند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 14:53  توسط فرنوش | 
 

شقایق نوروزی متولد ۲۸/۶/۶۳ درشیراز    فرزنداول خانواده و یک برادر دارد که سه سال از او کوچکتر

است و دانشجوی سال دوم معماری است .خوداو لیسانس تئاتر دارد .پدرش مهندس برق است مادرش

هم در رشته ی معماری تحصیل کرده است.در فیلم بیداری نقش تورنگ رادارد.و شش ماه است که ازدواج

کرده و به تازگی پختن قرمه سبزی را یاد گرفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 14:45  توسط فرنوش | 
 

المپیک پسر ها رسید در ۳ رشته

۱ مخ زدن در ۲۰ ثانیه  ۲ دویدن دور حیاط مدرسه دخترانه بدون نگاه کردن به اطراف ۳ صحبت کردن با ۴ دختر همزمان

دوست دارم اشک باسم گوشه ی چشمت بنشینم تا اگر روزی بیفتم صورت ماهت ببوسم

آنکس که تورا خدای خود میداند کفرش بکنار  عجب خدایی دارد

فرهنگ لغت زنان: آره یعنی نه      نه یعنی آره   

ماباید باهم حرف بزنیم یعنی بنشین فقط گوش کن

هر کار دوست داری بکن یعنی   بکن ولی بعدا بیچارت میکنم

چقدر منو دوست داری یعنی یه گندی زدم میخوام بگم

دو دقیقه دیگه حاضرم  یعنی دو ساعت علافی

میدونی فرق تو با پلانتی چیه ؟پنالتی ۵۰درصد گل ولی تو ۱۰۰ درصد گلی

توی خونه تکونی دلتون مارو بیرون نندازید

لاستیک دلم رابا میخ نگاهت پنچر نکن

سفید:ساکت.....آبی:دوست داشتنی.....سبز:جذاب.....ارغوانی:گوشه گیر .....سرخابی:خوش تیپ.....

قرمز:شیطون.....نارنجی:باهوش.....مشکی:مشکوک.....کرم:جدی.....زرد:مهربان.....بنفش:زیبا.....

صدفی:خودخواه.....نیلی:باحال.....طوسی:بامزه.....یاسی:داغ.....طلایی:حسود.....حالا من چه رنگی

هستم لطفا جاب بده.

سلام!

خیلی دوست دارم یه روز می یام دنبالت می ریم یه جای دور که دست هیچ کس بهمون نرسه....

قربونت عزرائیل!

پشه نگو نیش داره

                         اس.ام.اسی که می زنی فیش داره

می دونی فرق تو و توپ چیه؟

توپ فوتبال برای اینکه گل بشی  خیلی زحمت می کشه اما تو خودت همینجری گلی!

تو را به دادگاه خواهند کشاند شاید به حبس محکوم شوی جزییات جنایت معلوم نیست اما اثر انگشت را

..........روی قلبی شکسته پیدا کرده اند

دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچ کس فکر نکرد که شاید من یک گل

کاشته باشم

یه روز ماهی به آب گفت:تو نمی تونی اشکهای منو ببینی چون من توی آبم .

آب جواب داد : اما من میتونم اشکهای تورو حس کنم چون تو توی قلب منی!

کاغذتم !احساست رو روی من بنویس عصبانیت رو روی من خط خطی کن اشکاتو با من پاک کن اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشی فقط منو دور ننداز

می دونی چه موقع می فهمیم دنیا دو روزه؟وقتی هرکسی رو دوستش داری   بهت میگه تا

آخر دنیا باهاتم!

تو مثل خورشید می مونی چون با همون نگاه اول می شه فهمید که از پشت کوه اومدی!

دل آدما مثل یه جزیره دور افتاده می مونه این که چه کسی برای اولین بار پل به جزیره میذاره مهم نیست

مهم اینه که کسی جزیره رو ترک نکنه!

 یک ۲۰۶ جیگری به شماره ایران ۱۱.......اسپورت متالیک  روکش تمام جیر با سی. دی چنجر و دزدگیر

مجیکار با بیمه تکمیلی ۸۶ فدای یک تار موت

پاییز بهونه است برگ از درخت خسته میشه

                                                              زمستون بهونه است برف از آسمون خسته میشه

بهار بهونه است زمین از بی شکوفه موندن خسته میشه

                                                               اس.ام.اس بهونه است دلم برات تنگ میشه

تو دنیا یه قلب است که برات می تپه ......اون هم قلب خودته.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:14  توسط فرنوش | 
 

دختر با دوست پسرش تو پارک بوده  یه دفعه بابای دختره میاد     دختره هول میکنه  پسره بهش میگه :چرا

نگرانی ؟ بابات که منو نمی شناسه            بگو داداشمه ‌‌.

 

معلم :چرا انشایی که درباره گربه نوشته ای    مثل انشای برادرت است؟

دانش آموز : آقا اجازه  آخه ما یک گربه بیشتر درخانه نداریم.

 

شاگردی که در امتحان نمره ۲ گرفته بود از معلم پرسید: آقا صفر ارزش دارد ؟

معلم گفت :نه

شاگرد گفت: پس لطفا یک صفر بی ارزش جلوی این ۲ بگذارید.

 

پسری نزد پزشک رفت

پزشک از او پرسید:پسرم درکجا احساس ناراحتی می کنی؟

پسر گفت:دکتر جون در مدرسه.

 

معلم :وحید بگو ببینم زنگ حساب کجا بودی ؟

وحید:آقا اجازه  داشتم به حساب فریدون میرسیدم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:0  توسط فرنوش | 
 

اي كاش من ساحل بودم            تو دريا تا تو را در آغوش خود مي گرفتم

دلبرا دل به تو دادم كه به            من قلوه دهي. دل ندادم كه بري ساندويچ  دلمه دهي

اي شمع آهسته بسوز كه           شب دراز است . اي اشك آهسته بريز كه غم زياد است

جان خوش است اما نخواهم         كه جان گويم تورا خواهم از جان خوشي تري باشي كه آن گويم تورا     

اگر ديدي روزي كردمت فراموش      بدان رفتم حموم ماندم زير دوش

اگر ديدي جواني بر درختي تكيه      كرده پوس پيازي رنده كرده

  

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 19:26  توسط فرنوش | 
 

اسم          آواره

جرمم         زندگي كردن

وطنم         غربت

يارم           تنهايي

محكوميتم    به دنيا آمدن

شهرتم       سرگردان

شغلم        گداي محبت

گناهم        عشق

ثوابم         توبه

صدايم       سكوت

دلم          خون

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 17:55  توسط فرنوش | 
 

 اي تو دختر بلا ................ بوسه بزن به رو لبام

سرتو بزار    ......................رو شونم

ميدوني     ...................... دوستت دارم

اي از همه .......................خوشگل ترا

بيا ناز تو  .........................ناز تو بلاس

مي دوني به پات نشستم

ديوونه ي تو هستم

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 17:55  توسط فرنوش | 
 

 دوستی خوب است اگر قدرش بدانی

                                              دوستی ماندنی است اگرآنرا در قلبت نگه داری

دوستی زندگی است اگر تو به معنا یش پی ببره باشی

                                             دوستی آسمان است اگر تو ستاره اش باشی

دوستی آبشار است اگر تو آبش باشی

                                            دوستی شیرین است اگر تو آن را چشیده باشی 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 17:55  توسط فرنوش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ



نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آرشیو موضوعی
عشق
نویسندگان
فرنوش
فرنوش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

تعداد بازدید کننده ها